خرید بک لینک

چرا باید الان تو این شرایط باشم ؟

چرا باید بسوزم اینجا

تنهام

تنهای تنها

خودم رو میخوام سرگرم کنم ... اما نمیتونم

سرم رو گرم موبایل و پست گذاشتن توی اینستا میکنم ؛ اما همون لحظه که میخوام خودم رو به غفلت بزنم توی دلم به خودم میخندم

به خودم میگم هه فکر کردی با این کارا میتونی به فکرش نباشی ، با این کارا میتونی کاری کنی که آروم شی؟

خودمو مسخره میکنم و باز میرم توی عمق فکر و عمق مرداب واقعیه زندگیم

زندگیم شد و ... ر ف ت

عاشقشم ، عقلم میگه احمقه بیشعور دوستت نداره ... قلبم میگه تو نمیفهمی عاشقی یعنی چی

عاشقی یعنی حتی اگه نخوادت به پاش بمونی

عشق یعنی سوختن

به جون خودش وقتی اینا رو دارم مینویسم روی گونه هام اشکام سرازیره

قلبم میگیره از درد و غم

خانومم

دارم میمیرم بدون تو

دلم برای خنده هات تنگ شده

دلم برای دلبریهات تنگ شده

دلم برای وقتایی که دلم میگرفت و آرومم میکردی تنگ شده

دلم تنگ شده واسه وقتی که ساعت ها منتظر میموندم تا چند دقیقه فقط ببینمت

اییییی خداااااااااااااااااااااااااااااااااااا

عشقم ؛ به دادم برس

خدایا به پیامبرت قسم که ولادتش بود ... تمومم کن ... راحتم کن

نمیخوام این زندگی رو

نمیخوام این جهنمی رو که توشم

نمیخوام

نمیخوامممممممممممممم

همین الان که داشتم این مطلبو مینوسیم داشتم آهنگ گوش میدادم

آهنگ عوض شد

تا صدای آهنگ بعدی اومد گریه ی بی صدام به هق هق تبدیل شد خداااااااااااااااااااااااااااااا به دادم برس

حال خوبیه دیوونگی با تو

چقد دوست دارم دیوونگی هاتو


اَاَاَههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههه


خدااااااااااااااااااااااااا نمیخوامممممممم اینننننننن زندگیوووووووووووووووووووووووووووووووووووو


نمیخوامممممم زوره مگه ؟

دارم ذره ذره آب میشم

برچسب: نویسنده: مهدی صالحی تاريخ: جمعه 1 بهمن 1395 ساعت: 18:06

صفحه بندی