نمیدونم چیکار کنم ...
یعنی نمیتونم هم کاری کنم ، جز صبر ... صبوری کنم و تحمل کنم
نمیدونم اصلا به حالم فکر میکنه ؟ اصلا فکر میکنه که الان چیه احوالم ؟ چیکار میکنم ؟ نمیدونم این حرفامو میخونه یا نه
نمیدونم ...
هیچ انگیزه ای واسه ادامه ی زندگیم ندارم ، اما ...
اما دارم فقط به امید اینکه روزی برگرده ادامه میدم ، جوری ادامه میدم که روزی که میادش صفر نباشم ، مثل یه ربات مثل یه مترسک درس میخونم و کار میکنم و ادامه میدم ، با اینکه نمیفهمم درس رو ، با اینکه تمرکز ندارم واسه ی کار ، اما با یه زره جونی که با فکر و چند تا عکسی که ازش دارم میگیرم اینکارا رو میکنم ...
به امید حرفایی که از باباش شیندم ، به امید اینکه خدا بهم برسونتش
به امید اینکه به عشقم برسم ادامه میدم ...
به خود خدا قسم ، تا ابد ؛ تا همیشه ادامه میدم ، ادامه میدم ... تا وقتی که بمیرم ؛ سپردم به خدا ، خدا هم خودش میدونه ، یا تا آخر عمر همینجور با غم ادامه میدم یا اینکه خدا بهم بده این فرشته رو به امانت
اما یک لحظه هم ازش غافل نمیشم ، عشقمه بابا ... هر کی میخواد هر چی بگه
من آدمی نیستم که بتونم از عشقم دل بکنم ... ازم متنفره ؟ ازم بدش میاد ؟ کارهای اشتباهی کردم که ازم متنفر شده ؟
باشه ...
ولی من نمیتونم
آقا ما نمیتونیم از کسی که بهش گفتیم عاشقتم دل بکنیم ، نمیتونیم یه لحظه بدون فکر و خیالش زندگی کنیم ...
بخدا من اینجوریم
خودش میدونه چقدر عاشقشم ، خودش میدونه حاضرم بخاطرش هر کاری کنم ، خودش میدونه هیچ وقت از قلبم نمیتونه بره بیرون ، خودش میدونه همه اینارو ...
دوست دارم باز از نزدیک زل بزنم به چشمای نازش ، زل بزنم به اون ابروهای خوشکلش
با حرف زدنش آرومم کنه ...
آرزومه یه لحظه باز عاشقونه کنارم ببینمش
خدایاااااااااااااااااااااااااااااا
افسرده شدم ، خدا اون که نمیدونه ، اما تو داری منو میبینی و میبینی دارم زندگیمو چطوری میگذرونم
داری میبینی حتی قرص آرام بخش و خواب آور هم واسم جوابگو نیست
داری میبینی توهم میزنم
داری میبینی به چند تا از دوستام چی گفتم در مورد خودم ...
اینا یعنی افسردگی ...
یعنی کمبود
یعنی یکی زندگیش از بس نابود و داغونه داره اینکارو میکنه
یعنی یکی تو زندگیش احساس بازندگی میکنه و داره اینجوری توهم میزنه
دوست داشتم کامل بدونه حالمو ، دوست داشتم اندازه ی عشقی که بهش دارمو ببینه ، دوست دارم بدونه دارم چیکار میکنم تا بتونم یه روزی بهش برسم...
بابا عاشقتم ؛ ازم متنفری ... قبول !
اما ...
عاشقتم ، تا ابد ، تا همیشه
ما
بی تو
نخواهیم
حیات
الهی گاهی نگاهی ...
چقدر التماست کردم خدا ؟
برچسب:
نویسنده: مهدی صالحی